X
تبلیغات
رایتل
دوستدار همیشه گی نازنین و غزل و افسانه
یکشنبه 20 بهمن 1387
چقدر دلتنگم

دلم تنگ است برای در کنارت بودن

دلم تنگ است برای خیره شدن در چشمانت

نازنینم نمیدانی که شبها تا سحر به یاد روزهایی که در کنار هم بودیم

 و درد دل میکردیم اشک میریزم

نمیدانی که دیداری دوباره در وجودم آتش عشقت را برانگیخته کرده است

نمیدانی چندین برابر از قبل به قلب مهربان و عاشقت وابسته شده ام

و باری دیگر عهد سوختن و ماندن را به تو دادم

هنوز رنگ چشمانت در خاطرم مانده و زنگ صدایت در گوشم زمزمه میکند

انتظار به پایان رسید و تو را از نزدیک تماشا کردم

 و به محبتت آمیخته شدم

ای پاکترین احساس به یادت آنقدر از اعماق وجود اشک خواهم ریخت

 تا تو را دوباره ببینم و تو را باری دیگر در آغوش بکشم

 و باری دیگر دستان گرمت را بفشارم و با همان دستها صورتم را نوازش دهی

نمیدانی که چقدر دلتنگم عزیزم 

چقدر دلتنگم

442