X
تبلیغات
رایتل
دوستدار همیشه گی نازنین و غزل و افسانه
یکشنبه 20 بهمن 1387
قصه دل

 

 

امشب کنار پنجره تنه نشسته ام
تنها تر از همیشه در
اینجا نشسته ام.
دور از منی یاد عزیز تو با من است

دور از تو با خیال تو
تنها نشسته ام.
ای شب! مپای دیر رها کن مرا که من

بیدارم و به خاطر فردا
نشسته ام

 

 

هرگز این قصه ندانست کسى
آن شب آمد به سراى من خاموش نشست
سر فرو داشت نمى گفت سخن
نگهش از نگهم داشت گریز
مدتى بود که با من بر سر مهر نبود
آه این درد مرا مى فرسود
گریه سر دادن و در دامن او
هاى هایى که هنوز
تنم از خاطره اش مى لرزد
در کنارم بنشست بوسه بخشید به من
بر سرم دست کشید
لیک مىدانستم مدتى است
دل او با دل من سرد شده است