X
تبلیغات
رایتل
دوستدار همیشه گی نازنین و غزل و افسانه
سه‌شنبه 26 خرداد 1388
خیانت

یادته گفتی داریم برای همدیگه یه شرط

که بمیریم اگه داشته باشیم قلب سنگ و سرد

باشیم همیشه برا هم مثل دارو و مرحم

اگه خوب نشدیم همدیگرو بکنیم کفن

اما فهمیدیم عشق بینمون بوده خنثی

فقط می کردیم براهم تظاهر و ادعا

تو قرارا فقط به همدیگه میکردیم سلام

یه چیزی کم داشتیم مثل موسیقیه بی کلام

روزامون شده بود مثل کاغذای باطله

که ما خطای توش بودیم خطای بی عاطفه

دیگه فایده ای نداره هرچی بگی ببخشید

چون چشامون چیزی رو که باید می دید و دیگه دید

برو ولی من تو رو دیگه نمی کنم حلال

تو اون دنیا باز خواستت می کنم با چندتا سوال

تنهام بذار عشق تو  وجودم شده خاموش

لااقل بی انصاف برای مرگم تیره بپوش

فکر می کنم با نفرینام زندگیت بشه جهنم

که راضی بشی به مرگ خودت با خوردن سم

حالا دیگه دارم میگم زیر لب اشهدمو

برو به آرزوت رسیدی نمی بینی منو

روحم می خنده موقع گذاشتنم توی قبر

اشک می ریزی انگار از چشات میباره ابر

تو اومدی پیشم مثل نوش داروی بعد مرگ

که نداره اثری نمیاره به رخم رنگ

آخرش میگی تو ذهنت دوستت دارم همیشه

مثل اقیانوسی که امکان نداره خشک بشه

می خوام بگم قبل از دست دادن کسی

قدرشو بدونید شاید فردا نداره نفسی

مثل تو که باهم بودیم ولی تو با من نبودی

نمی دونم عاشق چشمای کی شده بودی

اسم تورو تو قلبم یه نقطه ی کور می کنم

چشمای روشن تو رو تاریک و بی نور می کنم

من که میرم تو هم منو از ذهنت ببر از یاد

دیدارمون به قیامت باشه ای رفته به باد

توی پاییز وقتی تنها تو برگا قدم زدی

وقتی رفتی زندگیتو با اون یکی رقم زدی

بدون اینو که دل من هنوزم دنبالته

ولی افسوس یکی دیگه زیر بارون پا به پات