X
تبلیغات
رایتل
دوستدار همیشه گی نازنین و غزل و افسانه
پنج‌شنبه 15 مهر 1389
عشق من...

عشق من...
دوستت دارم...

میخواهم این را بر فراز بلندترین قله ها فریاد بزنم تا آسمانیان صدایم رابشنوند.

میخواهم این را بر سخت ترین صخره ها بنویسم تا شاید دلش از عظمت عشقمان نرم شود.

میخواهم آن را بر بیستون حک کنم تا "شیرین" بداند اگر "امشب صدای تیشه از بیستون نیامد" دلیلش این

است که حتی "فرهاد" هم مبهوت عظمت عشق ما شده است.

"فرشته ی بی بالم" دوستت دارم. میخواهمت برای همیشه.

و باز هم همان شعر خاطره انگیز:

"لحظه ی دیدار نزدیک است ...."