X
تبلیغات
رایتل
دوستدار همیشه گی نازنین و غزل و افسانه
پنج‌شنبه 15 اسفند 1387
غم

وقتی از مادر متولد شدم ..صدایی در گوشم طنین انداخت که بعد از این با تو خواهم بود. به او گفتم تو کیستی؟ گفت : غم! فکر کردم غم عروسکی خواهد بود که من بعدها با اون بازی خواهم کرد. ولی بعدها فهمیدم!! که من عروسکی هستم در دستان غم