X
تبلیغات
رایتل
دوستدار همیشه گی نازنین و غزل و افسانه
سه‌شنبه 3 شهریور 1388
تک درخت

من تک درختم       در بیابان     بی آب     تشنه     با خشک شدن فقط یک قدم فاصله دارم 

    چه کنم که به خاطر آرزویی که دارم مقاومت می کنم      آرزویی مهال و ناشدنی

آرزویی خنده دار     آرزو دارم که به تو برسم به تو      آدرس تو را از آن کلاغ گرفتم

آدرسی نامشخص   در جنگل   فرسخها دور از من     میدانم که به تو نمی رسم

چه کنم که این دلم قانع نمی شود    کاش میشد خاک پاهایم را آزاد می کرد

ومن به جنگل می آمدم و فریاد میزدم      اسم تو را    و تو از میان درختان

با چشمانی زیبا     مرا میدیدی و می گفتی       منتظرت بودم